سلام
بسم الله الرحمن الرحيم سلام زمان زيادي گذشته از نوشتن مطالبم، چقدر دل تنگ اون روزهام ،وول خوردن پسرا توي شكمم ، گريه هاي شبانه و غرغر روزها ، شب بيداري هاي خودم و چرت هاي طي روز ، سخت بود ولي خيلي خوب بود هر چه بچه ها بزرگتر مي شن از ما دورتر و دورتر مي شن حالا هر دو با هم دو دوست و همبازي خوب هستند خيلي به هم وابسته و عاشق هم. چقدر نگران بودم كه اون سختي ها نگذره و من از عهده ي اون شب و روزها بر نيام ولي گذشت و حالا تنها چيزي كه مانده خاطراتي هست كه هر روز مرور مي كنم . اميرمهدي چهار سال و چهار ماه و اميرعلي دو سال و پنج ماه ، از خداوند متشكرم بابت اين هديه ها . هرگز هيچ موهبتي نمي تونه جايگزين فرزند بش...
نویسنده :
romina
23:53





